سخنی با بروبچ شیمی کاربردی شوشتر

سلام دوستای قدیم و جدید و هرکی راهش به این وبلاگ میخوره...
بعد از مدت ها اومدم چندخط بنویسم براتون،حالا حوصله کن تا تهش بخون رفیق که به عشق تو نوشتمش..دانشگاهم سال پیش تموم شد و مدارک برا خدمت ارسال کردم و الان خدمتم...
روزای خوبی بود ایام دانشگاه،یه روزایش سخت بود یه روزایش آسون ولی هنوزم دلتنگ بچهها هستم 4سال از عمرمون گذشت به همین سادگی حالا مثلا شیمیست شدیممممم خخخخخخخ آره خو پس مبارکت باشه..
حیف که لغت ها عاجزن از گفتن بعضی حرفا بعضی حرفا هم نگیم بهتر هست...برای جشن فارغ التحصیلی هم دورا دور دیدیمتون و از شادی هاتون میشد فهمید که چقدر براتون مهم بود...امیدوارم حال همتون خوب باشه بیادتون بودم...
بعضی ها هم تازه دانشگاه رو شروع کردن یا وسطاشن به شما به عنوان ی دوست میگم که زیباترین روزای زندگی دانشگاه هست ازش لذت ببرید زیاد هم سخت نگیرید...
یادش بخیر ترم اول دانشگاه با ی ترم آخری آشنا شدم که ی حرف قشنگ زد هنوز که هنوزه توی گوشمه میگفت:آخر دانشگاه دو قشر آدم خیلی ضرر میکنند و پشیمون میشن:یکی اونکه به ترم 10 به بالا بکشه و بیفته دنبال دوست و رفیق و این چیزایی که خودتون استاد فنید و ی قشر دیگه هم اونایین که 6ترمه تموم میکنن و نه کسی رو شناختن نه با کسی حرف زدن و ی دقیقه قبل استاد و یه دقیقه بعد استاد جنگی خارج میشدن و کلا سرشون توی لاک خودشونه....اون دوستم میگفت 8 ترمه تموم کن ولی با همه دوست باش و نه اینطرفی باش نه اونوری......
بگذریم امیدوارم که همیشه رفیقتون اول خدا باشه و باهاش جینگ بشید که مرام داره در حد وسعت عظمتش...
تازه اول کاریم و بعد دانشگاه تازه کارمون در میاد حداقل برا پسرا برای دخترا که یه شوهر میاد و خلاص پس نگران نباش خانمی...میگم یه اشتباهاتی آدم توی زندگیش میکنه که ضمیر ناخودآگاهت میگه این اسمش اشتباه خوب بوده...آره یه اشتباه خوب هم همه داشتیم زنده باش اشتباه خوب تو ;-)
به نام جهاندار پاک