شاید این جمعه بیاید شاید...

سلام دوستان...سال نو هست و همه چیز رو به نو شدن داره پیش میره...امیدوارم که سال پیش سال خوبی براتون گذشته باشه،و سال جدید هم سالی پر از شادی و خبرای خوب واستون باشه...الان توی دل خدمت هستم کیلومترها دورتر از شهر خودم یگانم هم ارتش هست...سال نو همگی مبارک باشه...همیشه و هرجا یادتون نره که یه خدایی اون بالا هست که بهترین رفیقتون هست،دلم برای خیلی چیزا تنگ شده ولی خب کار ما با ای کاش،شاید،اما و اگر نمیگذره و توی واقعیت هستیم...امیدوارم که با امید به فردایی روشن زندگی خودتون بسازید و همیشه توی کارهاتون موفق باشید..هر دو ماه ایی یه سر میزنم اینجا و یه پیام میزارم تا طی بشه این خدمت که انداختمه توی بن بست زندگی....هه الان10ماه خدمتم رفتا الکی الکی...یه سلام گرم هم خدمت اونایی که هنوز دانشجو هستند و هی با خودشون حساب کتاب میکنند که کی تموم میشه!!!!سعی کنید سال جدید اشتباه هات سال پیش تکرار نکنید اگه از کسی گله ایی یا اشتباهی دیده بودید تا حد امکان ببخشیدش...قدر داشته هاتون هم بدونید و دنبال نداشته هات هی نباشید...قدر سه چیز رو زیاد بدونید:خدا خانواده و آخریشم خودتون بهتر میدونید...خب دیگه سال نو به همتون تبریک میگم...
دوستدار شما امین غیبی

سلام دوستای قدیم و جدید و هرکی راهش به این وبلاگ میخوره...
بعد از مدت ها اومدم چندخط بنویسم براتون،حالا حوصله کن تا تهش بخون رفیق که به عشق تو نوشتمش..دانشگاهم سال پیش تموم شد و مدارک برا خدمت ارسال کردم و الان خدمتم...
روزای خوبی بود ایام دانشگاه،یه روزایش سخت بود یه روزایش آسون ولی هنوزم دلتنگ بچهها هستم 4سال از عمرمون گذشت به همین سادگی حالا مثلا شیمیست شدیممممم خخخخخخخ آره خو پس مبارکت باشه..
حیف که لغت ها عاجزن از گفتن بعضی حرفا بعضی حرفا هم نگیم بهتر هست...برای جشن فارغ التحصیلی هم دورا دور دیدیمتون و از شادی هاتون میشد فهمید که چقدر براتون مهم بود...امیدوارم حال همتون خوب باشه بیادتون بودم...
بعضی ها هم تازه دانشگاه رو شروع کردن یا وسطاشن به شما به عنوان ی دوست میگم که زیباترین روزای زندگی دانشگاه هست ازش لذت ببرید زیاد هم سخت نگیرید...
یادش بخیر ترم اول دانشگاه با ی ترم آخری آشنا شدم که ی حرف قشنگ زد هنوز که هنوزه توی گوشمه میگفت:آخر دانشگاه دو قشر آدم خیلی ضرر میکنند و پشیمون میشن:یکی اونکه به ترم 10 به بالا بکشه و بیفته دنبال دوست و رفیق و این چیزایی که خودتون استاد فنید و ی قشر دیگه هم اونایین که 6ترمه تموم میکنن و نه کسی رو شناختن نه با کسی حرف زدن و ی دقیقه قبل استاد و یه دقیقه بعد استاد جنگی خارج میشدن و کلا سرشون توی لاک خودشونه....اون دوستم میگفت 8 ترمه تموم کن ولی با همه دوست باش و نه اینطرفی باش نه اونوری......
بگذریم امیدوارم که همیشه رفیقتون اول خدا باشه و باهاش جینگ بشید که مرام داره در حد وسعت عظمتش...
تازه اول کاریم و بعد دانشگاه تازه کارمون در میاد حداقل برا پسرا برای دخترا که یه شوهر میاد و خلاص پس نگران نباش خانمی...میگم یه اشتباهاتی آدم توی زندگیش میکنه که ضمیر ناخودآگاهت میگه این اسمش اشتباه خوب بوده...آره یه اشتباه خوب هم همه داشتیم زنده باش اشتباه خوب تو ;-)
و ... به دست آوردن چقدر سخت و از دست دادن چقدر آسونه ...
و چقدر سخته آدم مثل این درخت باشه ..

درگذشت خانم گل افروز مختاری دانشجوی ترم اول شیمی شوشتر وخانم مریم علی محمدی روبه تمام دوستان تسلیت میگم
پست گفتگو دانشجویان شیمی کاربردی شوشتر
درد این ریل های بیچاره سکوت است
قطارها زیر پاهایشان آنها را لگد مال می کنند
بعد از سال ها سکوت
زنگ می زنند
و می گویند
این سرنجام فریاد های نکشیده است...

دلـم کمی خدا می خواهد...
دلــم....
تمــام شدن میخواهد.... از آن تــمــام شدن هایی که بشــود
نقطـــه سر خـــط .
آنـگاه دیکتـــه تمام شود
ومن دیگر آغاز نشوم ...
دلــم كــمى خــدا مــى خــوآهـد
كــمى سكــوت
دلــم دل بــُریدن مــى خــوآهـد
كــمى اَشك
كــمى بــهت
كــمى آغــوش آسمــآنى
كــمى دور شـدن اَز ایــن جــنس آدمــــ ...
راستی خدا ! اگر من نبودم .....
این همه غمهــایــتـــ را چه میکردی؟؟؟
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم، یکایک زرد می شد،
آفتاب دیدگانم سرد می شد،
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود، اگر پاییز بودم،
وحشی وپرشور ورنگ آمیز بودم،
شاعری درچشم من میخواند ... شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد،
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم میریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم:
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر:
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام:
منزلگه اندوه ودرد و بدگمانی.
کاش چون پاییز بودم
«فروغ فرخزاد»