کجایی مهدی جان....
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 14:30 توسط Amin ghybi
|
دوست ندارم.خیابانهای شهرم را دوست ندارم.
دلم کوه میخواهد دلم آسمان میخواهد..دلم سبز میخواد...یا سیب شاید
نمی خواهم فهم های کج شده را ببینم
دختر ۱۱ ساله ای که آرایش کرده
پسر۱۴ساله ای که سیگار میکشد و اصرار دارد شماره بدهد
دلم یک نیو فولدر میخواهد
کمی خسته ام
چشمانم را خواب میگیرد
تنم را نیز روزی خواب خواهد گرفت
یک خواب عمیق
چشمانم را میبندم
آن پشت همه چیز سبز است
همه چیز رویاییی است..
میدونم رویام روزی محقق میشوند
وقتی تو می ایی همه چیز بوی سیب میدهد....
یاشاید بوی نرگس

محــــــرم آمــــــد...
شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس
چون حسین است که مهمان من است
به سئوالم اگر آرند به میزان حساب
پاسخ آرم به خداوند حسین جان من است


مگذار مرا دراین هیاهو، آقا
تنها و غریب و سربه زانو آقا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی
تکرار قشنگ بچه آهو آقا
// عیدتون مبارک //
شــهادت امــام صــادق(ع)